رهگذر زمانهای خلوت و تنهایی

در من صدای تبر می آید

رهگذر زمانهای خلوت و تنهایی

در من صدای تبر می آید

230

هیچوقت نتونستی درک کنی ، هیچوقت.

218

وای، باران
باران
شیشه پنجره را باران شست
از دل من اما،
چه کسی نقش تو را خواهد شست؟
آسمان سربی رنگ،
من درون قفس سرد اتاقم دلتنگ.
می پرد مرغ نگاهم تا دور،
وای، باران
باران
پر مرغان نگاهم را شست ...                   (حمید مصدق)

 



- اگه حتی یک کلمه شو هم جا نمی ندازین ادامه مطلب رو بخونین وگرنه لطفا نگاه نکنین.

ادامه مطلب ...

217

هیچوقت

هیچ وقت نقاش خوبی نخواهم شد  

امشب دلی کشیدم

شبیه نیمه سیبی 

که به خاطر لرزش دستانم

در زیر آواری از رنگ ها 

ناپدید ماند                                      (حسین پناهی)

205

ازدواج ، رابطه جنسی ، عشق و عاشقی ، دوستی با جنس مخالف و حالا هر چه که اسمش را می گذارید و هر چه که به اینها ربط دارند چه در قالب انسانی و چه حیوانی نشان از نوعی ضعف هستند. یعنی شما موجودی ضعیف هستید و ضعفی در وجود شماست که قادر نیستید تنها باشید. اینها همه اش نشانی از نوعی نیاز است و اینکه شما باید همیشه وابسته باشید. وابسته به شخصی دیگر چون به تنهایی قادر نیستید گاهی اوقات فکر کنید مشکلات را حل کنید و شاید هم نتوانید زندگی کنید. اگر بخواهید کلا از دستش خلاص شوید احتمالا تبدیل به فردی افسرده می شوید و اگر هم به پیریتان فکر کنید مسئله حادتر میشود (وگرنه خودم اولین نفر بودم) به هر حال چون نیاز دارید به سراغش می روید پس نباید تقدسی در آن باشد. این ضعف و نیاز بزرگترین شکست هایتان را برایتان رقم میزند و شما در هر صورت هیچ راهی ندارید چون همیشه وابسته و نیازمند هستید.

 

- هر لحظه ای که می گذره نوید استرس و اضطراب رو میدن. یه تناقض هایی توی ذهنمه که باعث میشه در یه لحظه همه چیز تغییر کنه و هیچوقت ثابت نباشه. شاید به همون اندازه ای که عاشق کسی باشیم به همون اندازه هم ازش متنفر باشیم .

173

این فصلهای سال چقدر زود تمام می شوند. امسال چهار تای دیگرشان را شمردم ، پاییز پاییز پاییز زمستان .

157

" من عقابم شاهپر قله نشین بی شکست
ریشخند بچه آهویی به یکباره شدم "

156

توی فیلم  up in the air یه جا هست که یکی از شخصیت ها یه همچین چیزی رو میگه و من برای چند لحظه احساس کردم تموم چیزهایی که از گفتنش می ترسیدم رو اینجا یه دفعه گفته ، چقدر احساس سبکی کردم . انگار یه نفر دیگه داشت به جای من حرف میزد.

 

 " دیشب رفتم بخوابم ولی نتونستم .پس شروع کردم به فکر کردن در مورد ازدواج و خرید خونه و رفتن به اونجا و بچه دار شدن و بعدش یه بچه دیگه و بعدش جشن کریسمس و شکرگذاری و بعدش بازی فوتبال و بعدش اونا یه دفعه فارغ التحصیل می شن و بعدش میرن سرکار و ازدواج می کنن و من پدر بزرگ میشم و بعدش بازنشسته میشم و موهام میریزه و چاق میشم و بعدش اتاق بعدی و من می میرم ، نمی تونم دست از فکر کردن بردارم ، هدفمون چیه؟ تمام این کارها برای چیه؟ من دارم چی رو شروع می کنم ؟ هیچ هدفی در کار نیست "

140

زمانی که تنها دو سال داشتم معین خوانده بود   " محض رضای خدا  به من بگو ... "

23 سال گذشت ...

139

اینــــــــــجا ، عجیب حرف دل ما را زدند .

برای دوستانم

من پر از خالی ام

خالی یعنی بی تو

خالی یعنی بی تو ، بی رویا ، بی پرواز ، بی شعر ، بی همه کسم  

خالی یعنی نبود ِ تمام دوستانم  

خالی یعنی فراموش شده تنها دوستانم ،

دوستان ِ پر از واقعیت مجازی ام  

واقعی ترین دوستان مجازی ام

خالی یعنی بی همه اینها

خالی یعنی من .  

130

" تو را می خواهم

و خیابانهای خوابهایم را "

 

من تصوری از "تو" ندارم نمی دانم او کیست . خودم را گم کرده ام هوس بودن تو را ندارم ، فقط کسی باشد در پیاده روهای پر اضطراب روزهای پی در پی ، کسی که دوستش می دارم .


126

وقتی این شعر سید علی صالحی رو می خونم یه حس عجیبی دارم ، چشام دیگه طاقت نمی یارن  . حالا هر چند باری که بخونم 100 بار 1000 بار ...




ادامه مطلب ...

118

امروز فیلم 2012 رو دیدم . واقعا برای پایان دنیا جابجایی کوهها و دریاها و زلزله های شدید کافی نیست  ، دنیا فقط توی ذهن آدما به آخر میرسه و این ممکنه هر روز پشت سر هم اتفاق بیفته .


- نکته جالب این فیلم اینه که رئیس جمهور آمریکا خیلی انسان دوست و احساسیه و به خاطر مردم و احساساتش سوار کشتی نمیشه ، دخترش هم آخرای فیلم میگه اگه پدرم اینجا بود درهای کشتی رو باز می کرد . تموم سران کشورهای اروپایی هم با نظر دختره برای باز کردن درها موافقند . از اون جالب تر اینه که در  ِ کشتی رو به روی مردمی باز می کنن که قبلا یک میلیارد یورو بلیط خریده بودن و به غیر از تعداد کمی ، بقیه همه جز پولدارترین آدمهای جهان هستن . ( قراره تمام آدمهای توی کشتی نجات پیدا کنن و بقیه مردم دنیا میمیرن)

115

قبل از اینکه اینجا توی بلاگ اسکای این چیزا رو بنویسم یه وبلاگ قدیمی داشتم . امروز یهو به یادش افتادم  و رفتم نوشته هاشو خوندم . اونجا خیلی راحت تر از اینجا می تونستم بنویسم . یه سری از نوشته های اونجا رو اینجا کپی می کنم و تو ادامه مطلب می ذارم .

ادامه مطلب ...

Pure Love

This Was Just Meant To Be
You Are Coming Back To Me
Cause, This Is Pure Love
Cause, This Is Pure Love

I Know You Are More Afraid
Then I’ll Say I Will Wait
Cause, This Is Pure Love
Cause, This Is Pure Love
 Ba Ra La La La La Ba La La La
The Moon Smells It All
Ba Ra La La La La Ba La La La
Cause This Is Pure Love
Ba Ra La La La La Ba La La La
The Moon Smells It All
Ba Ra La La La La Ba La La La
Cause This Is Pure Love

109

ای کاش می تونستم یه سازی بزنم مثلا سنتور یا گیتار . همیشه دلم می خواست یاد بگیرم ولی هیچوقت موقعیتش پیش نیومد . خیلی وقتها دلم می خواد می تونستم یه سری آهنگهایی که تو ذهنم میادو واسه خودم می زدم .